در حالی که توپ های جنگ ۴۰ روزه خاموش شده اند، صنعت فولاد ایران همچنان در برابر تهدیدی دیگر ایستاده است؛ تهدیدی که نه از آسمان می آید و نه با موشک. ناترازی انرژی، بحرانی است که کارشناسان می گویند اگر درمان نشود، خسارتش از هر جنگی بیشتر خواهد بود.

بحران انرژی، گلوگاه اصلی صنعت فولاد ایران در تابستان ۱۴۰۵

در حالی که صنعت فولاد ایران در مسیر چالش های جدی تولید قرار گرفته، بحران انرژی به گلوگاه اصلی این صنعت در تابستان ۱۴۰۵ تبدیل شده است. شکاف میان عرضه و تقاضای برق و گاز، شرایطی را ایجاد کرده که بسیاری از واحدهای فولادی را با محدودیت های جدی در تولید مواجه کرده است. این وضعیت نه تنها هزینه های تولید را افزایش داده، بلکه ثبات زنجیره تامین را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

کارشناسان معتقدند ناترازی انرژی، امروز به یکی از مهم ترین عوامل تهدیدکننده صنایع پایه از جمله فولاد تبدیل شده و در صورت تداوم، می تواند ظرفیت تولید و جایگاه ایران در بازارهای جهانی را تحت فشار قرار دهد. از سوی دیگر، افزایش وابستگی صنعت فولاد به انرژی، این بخش را بیش از گذشته در برابر نوسانات عرضه آسیب پذیر کرده است.

در همین راستا، تحلیل بازار آهن و فولاد پس از جنگ ایران و آمریکا نشان می دهد که متغیرهای ژئوپلیتیکی در کنار بحران انرژی، می توانند مسیر آینده این صنعت را پیچیده تر کنند. بدون اصلاح ساختاری در حوزه انرژی، ادامه روند فعلی می تواند به افت تولید، کاهش صادرات و افزایش هزینه های عملیاتی منجر شود.

کسری ۱۳ هزار مگاواتی که روی سر فولادسازان آوار می شود

مرکز پژوهش های مجلس در تازه ترین ارزیابی خود از وضعیت صنعت برق، تصویری نگران کننده از تابستان ۱۴۰۵ ارائه کرده است؛ شکاف میان عرضه و تقاضای برق در اوج مصرف به بیش از ۱۳ هزار مگاوات خواهد رسید. این رقم در شرایطی اعلام می شود که آسیب های جنگ به زیرساخت های انرژی، ظرفیت تولید گاز را به ۶۰۰ میلیون متر مکعب در روز رسانده که پایداری انرژی در فصل گرما را با بحران جدی مواجه کرده است.

از ۱۴ خرداد ماه، برق بسیاری از واحدهای زنجیره فولاد کشور با محدودیت مواجه شده و این در حالی است که رئیس هیئت عامل ایمیدرو هشدار داده توقف یا کاهش فعالیت واحدهای فولادی تنها به کاهش تولید شمش محدود نمی شود، بلکه کل زنجیره از معادن سنگ آهن تا واحدهای فرآوری، حمل و نقل و صنایع پایین دستی را تحت تأثیر قرار می دهد.

پایان دوران انرژی ارزان در صنعت فولاد

صنعت فولاد ایران که روزگاری با اتکا به انرژی ارزان بازارهای جهانی را فتح می کرد، اکنون با حقیقتی عریان روبروست: دوران رانت انرژی به پایان رسیده است. ناترازی گاز به مرحله ای رسیده که دولت میان گرم کردن خانه ها و روشن نگه داشتن کوره غول های صنعتی، اولی را برگزیده است.

این انتخاب بی هزینه نیست. حدود ۹۰ درصد فولاد ایران از روش احیای مستقیم گازمحور تولید می شود که مصرف انرژی آن در مجموع چهار برابر میانگین جهانی است. اتکا به گاز یارانه ای سال ها مزیت محسوب می شد؛ اما اکنون با کمبود گاز، این مدل ناپایدار قلمداد می شود.

آمار تولید آهن آلات در سراشیبی

در سال ۱۴۰۲، نرخ استفاده از ظرفیت های تولید فولاد ۶۵ درصد بود که در سال ۱۴۰۳ به ۵۸ درصد کاهش یافته و تولید واقعی فولاد به ۳۰.۳ میلیون تن رسیده است؛ کاهش دو میلیون تنی نسبت به سال قبل که مستقیماً به دلیل ناترازی انرژی بوده است.

تداوم این وضعیت می تواند کاهش تولید محصولات فولادی، ایجاد مشکل در تأمین نیاز داخل، افزایش هزینه ها، افت صادرات و از دست رفتن بخشی از بازارهای بین المللی و افزایش قیمت آهن آلات را به دنبال داشته باشد.

جنگ، بحران فولاد را عمیق تر کرد

جنگ ۴۰ روزه به نوعی سبب کاهش مصرف برق شد، اما معنای دیگر آن کاهش رشد اقتصادی کشور در نتیجه افت تولید است که از جمله در اثر حملات هوایی به شرکت های فولاد مبارکه و فولاد خوزستان رخ داده است.

نفت و گاز فقط منبع درآمد نیست؛ بلکه پایه تأمین بودجه دولت، ثبات نرخ ارز، حفظ اشتغال مستقیم و غیرمستقیم میلیون ها نفر و تأمین مواد اولیه صدها صنعت دیگر است.

راه خروج از بن بست و نجات صنعت فولاد

مهار ناترازی بیش از آنکه به ساخت نیروگاه های جدید وابسته باشد، به مدیریت مصرف و کنترل تقاضا گره خورده است. کارشناسان صنعت فولاد راهکارهایی چون افزایش سهم قراضه در خوراک کوره ها، توسعه نیروگاه های اختصاصی و ارتقای بهره وری انرژی را پیشنهاد می دهند. توسعه زیرساخت های حمل و نقل، تأمین پایدار انرژی و ایجاد مشوق های صادراتی از جمله اقداماتی هستند که می توانند قدرت رقابتی فولاد ایران را بازگردانند.

جمع بندی

بحران انرژی، برخلاف تهدیدهای نظامی که پایان پذیرند، ماهیتی ساختاری دارد و بدون اصلاح بنیادی در سیاست های انرژی و فناوری تولید، گریبان صنعت فولاد کشور را رها نخواهد کرد. فعالان بازار باید این متغیر را در تصمیم گیری های خود به عنوان ریسک بلندمدت لحاظ کنند.