بازار فولاد ایران در نخستین هفته های تابستان ۱۴۰۵ نشانه هایی از یک تحول رفتاری جدی از خود نشان میدهد. برخلاف ماه های ابتدایی سال که میلگرد نقش یک دارایی تورم پوش را ایفا میکرد، اکنون معامله گران بیشتر به واقعیت های عرضه و تقاضا توجه دارند تا به سیگنال های سیاسی و ارزی.
مهم ترین نشانه این چرخش، کاهش محسوس فاصله قیمتی میان گواهی سپرده میلگرد و شمش فولادی در بورس کالاست؛ نسبتی که تا پیش از این به محدوده های کم سابقه ۱.۳۵ رسیده بود، اکنون به زیر یک واحد سقوط کرده است. این تغییر نه صرفاً یک نوسان قیمتی، بلکه بازتاب تغییر ذهنیت بازار است.

نسبت میلگرد به شمش فولادی؛ شاخصی که همه چیز را بازگو میکند
نسبت قیمت گواهی سپرده میلگرد به شمش فولادی یکی از کلیدی ترین ابزارهای تحلیل وضعیت صنعت فولاد به شمار میرود. این شاخص هم زمان دو وجه مهم بازار را منعکس میکند: حاشیه سود واحدهای نوردی و رفتار سرمایه گذاران.
محدوده تعادلی نسبت میلگرد به شمش
در شرایط عادی بازار آهن، وقتی این نسبت میان ۱.۱ تا ۱.۲ نوسان میکند، معمولاً نشانه ای از تعادل نسبی است؛ هم تولید کنندگان سود معقولی دارند و هم خریداران با قیمت منطقی روبه رو هستند. اما صعود این شاخص به ۱.۳۵ در ماه های نخست ۱۴۰۵، پیام مشخصی داشت:
بازار نه بر پایه مصرف واقعی، بلکه بر پایه ترس از تورم در حال معامله بود.
چرا نسبت میلگرد به شمش به زیر یک رسید؟
کاهش این نسبت به کمتر از یک واحد یک اتفاق ساده نیست. این رقم نشان میدهد که گواهی سپرده میلگرد در بورس کالا حتی ارزان تر از شمش فولادی معامله میشود؛ یعنی بازار دیگر حاضر نیست برای میلگرد صرفاً به دلیل انتظارات تورمی، پریمیوم بپردازد. این چرخش با کاهش نااطمینانی های سیاسی و تعدیل فضای روانی بازار همراه شده است.
بازار آهن در رکود ساختمانی؛ تقاضای مصرفی کجاست؟
یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده قیمت میلگرد، وضعیت صنعت ساختمان است. متأسفانه در شرایط کنونی، این بخش همچنان در رکود عمیقی به سر میبرد.
شاخص های منفی بازار ساختمان در این دوره عبارت اند از:
- کاهش صدور پروانههای ساختمانی در اغلب کلانشهرها
- افت سرمایه گذاری در پروژه های عمرانی دولتی و خصوصی
- محدودیت منابع مالی ناشی از فشار نقدینگی بر پیمانکاران
- کاهش سفارش دهی صنایع پایین دستی به دلیل ضعف بازار
در این شرایط، تقاضای مصرفی واقعی فولاد توان حمایت از قیمت های بالاتر را ندارد و بازار میلگرد عملاً بدون لنگر تقاضا در حال نوسان است.
قیمت میلگرد در بازار آزاد؛ بین دلار و رکود گرفتار است
در پایان هفته اول تیرماه ۱۴۰۵، قیمت میلگرد در بازار آزاد در محدوده ۶۳ تا ۶۷ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم تثبیت شد. این رقم نسبت به ابتدای هفته اندکی رشد داشت، اما این افزایش ماهیت پایداری ندارد.
نقش نرخ ارز در قیمت فولاد و میلگرد
افزایش نرخ ارز در روزهای اخیر موجب توقف روند نزولی قیمت ها شد، اما این واکنش بیشتر ماهیت روانی و کوتاه مدت دارد تا بنیادی. فعالان بازار آهن معتقدند تا زمانی که تقاضای قدرتمندی از سمت ساختمان سازی و صنایع پایین دستی وارد نشود، دلار به تنهایی نمیتواند یک روند صعودی پایدار ایجاد کند.
وضعیت سایر محصولات فولادی
در همین بازه زمانی، قیمت تیرآهن، ورق سیاه، نبشی، ناودانی و پروفیل عملاً بدون تغییر ماند و تنها در برخی مبادی افزایش های جزئی ثبت شد. این همگرایی نشان میدهد که رکود تقاضا در بازار فولاد یک پدیده عمومی است و به میلگرد محدود نمیشود.
بورس کالا و تغییر رفتار خریداران فولاد
در بورس کالا نیز رفتار معامله گران دگرگون شده است. حجم تقاضای سرمایه ای که در ماه های گذشته بخش قابل توجهی از معاملات میلگرد را به خود اختصاص داده بود، به طور محسوسی کاهش یافته و اغلب خریدها حالا بر مبنای نیاز واقعی صورت میگیرد.
متغیرهای کلیدی که در هفته های آینده مسیر بازار میلگرد را در بورس کالا مشخص خواهند کرد:
- حجم و انظمام عرضه شمش توسط فولادسازان
- فاصله قیمت پایه با بازار آزاد
- سطح رقابت در تالار معاملات
- سیاست های فروش کارخانه های بزرگ
اگر عرضه منظم ادامه یابد و نرخ ارز نیز در محدوده فعلی بماند، احتمال شکل گیری یک دوره ثبات نسبی در بازار تقویت خواهد شد.
بازار جهانی فولاد؛ حمایتی برای رشد قیمت میلگرد وجود ندارد
تصویر بازار جهانی فولاد نیز برای ایران چراغ سبز نشان نمیدهد. اگرچه افزایش هزینه های انرژی، حمل و نقل و مواد اولیه از یک سو قیمت ها را پشتیبانی میکند، اما سه عامل مهم مانع از رشد قیمت های جهانی میشوند:
- رکود بخش ساختمان در چین به عنوان بزرگ ترین مصرف کننده فولاد جهان
- ضعف تقاضا در بازارهای اروپایی در پی کندی رشد اقتصادی
- کاهش سرعت رشد اقتصادی در بسیاری از اقتصادهای نوظهور
این شرایط به معنای فقدان محرکهای خارجی برای افزایش قیمت فولاد و میلگرد در بازار داخلی ایران است. بازار ایران در این مقطع عملاً تنها است و نمیتواند از موج صعودی جهانی بهره ببرد.
تحلیل و بررسی ایران فلز از آغاز فصل تعادل یا توقف موقت در بازار میلگرد
چرا این چرخش بازار اهمیت دارد؟
آنچه در تابستان ۱۴۰۵ در بازار فولاد ایران رخ میدهد، فراتر از یک نوسان معمول قیمتی است. بازار دارد از یک فاز «سرمایه ای» به یک فاز «مصرفی» منتقل میشود؛ تحولی که اگر پایدار بماند، میتواند نحوه قیمت گذاری در زنجیره فولاد را بازتعریف کند و قیمت آهن آلات را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
چه کسانی بیشترین تأثیر را میگیرند؟
واحدهای نوردی در این دوره در موقعیت دشواری قرار دارند. کاهش نسبت میلگرد به شمش به زیر یک واحد عملاً به معنای فشار بر حاشیه سود این واحدهاست. از سوی دیگر، معامله گرانی که در ماه های گذشته با انگیزه سرمایه گذاری وارد بازار میلگرد شده اند، اکنون با موقعیتی روبه رو هستند که خروج از آن ممکن است با زیان همراه باشد.
آیا این روند ادامه دار است؟
احتمال میرود تا زمانی که تقاضای مصرفی واقعی در بخش ساختمان بهبود نیابد، قیمت میلگرد اجدار در محدوده فعلی باقی بماند یا فشار نزولی ملایمی را تجربه کند. البته نرخ ارز یک متغیر غیرقابل پیشبینی است که میتواند در کوتاهمدت این مسیر را مختل کند.
سناریوهای احتمالی:
- سناریوی ثبات: نرخ ارز آرام میماند، عرضه بورس کالا منظم است و بازار در محدوده ۶۳ تا ۶۷ هزار تومان تثبیت میشود.
- سناریوی فشار نزولی: رکود ساختمان ادامه مییابد، تقاضای سرمایه ای کاهش بیشتری مییابد و قیمت ها به پایین تر از ۶۳ هزار تومان میرسند.
- سناریوی صعود ارزی: جهش نرخ دلار میتواند موج کوتاه مدتی از خریدهای احتیاطی ایجاد کند، اما بدون پشتوانه تقاضای واقعی، پایداری نخواهد داشت.
جمع بندی
بازار میلگرد ایران در آستانه یک دوره تازه قرار دارد. دوره ای که در آن قیمت گذاری کمتر به هیجانات سیاسی و انتظارات تورمی وابسته است و بیشتر بر اساس واقعیت های عرضه و تقاضا شکل میگیرد. این تحول از یک زاویه مثبت است؛ چراکه بازار پایدارتر و قابل پیش بینی تر خواهد بود.
اما از زاویه دیگر، چالش اصلی همچنان پابرجاست: تا زمانی که موتور محرک اصلی تقاضای فولاد، یعنی بخش ساختمان و صنایع پایین دستی، احیا نشود، بازار فولاد از کمبود تقاضای موثر رنج خواهد برد. آنچه در هفته های آینده باید زیر ذره بین قرار گیرد، ترکیبی از سه متغیر است: رفتار نرخ ارز، سیاست عرضه در بورس کالا، و سیگنال های احتمالی از بخش ساخت و ساز.
برای فعالان بازار آهن، این فاز نه زمان هیجان و نه زمان ترس است؛ بلکه موقعیتی است که تصمیمات مبتنی بر داده و تحلیل، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند.






