انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران با افزایش یک واحد درصدی ضرایب قیمت پایه کنسانتره و گندله در بورس کالا موافقت کرده است. بر این اساس، ضریب قیمت پایه کنسانتره از ۱۶ به ۱۷ درصد و ضریب قیمت پایه گندله از ۲۲۵ به ۲۳۵ درصد میانگین قیمت شمش در بورس کالا ارتقا می یابد.
اگرچه این تغییر در نگاه اول کوچک به نظر می رسد، اما در زنجیره ای به هم پیوسته مانند فولاد، افزایش هزینه در حلقه های ابتدایی می تواند موج خود را تا محصولات نهایی مانند میلگرد و تیرآهن پیش ببرد. پرسش اصلی بازار این است که آیا رکود تقاضای فعلی، مانع از انتقال کامل این فشار هزینه ای به قیمت آهن آلات خواهد شد یا خیر؟
افزایش ضریب کنسانتره و گندله در بورس کالا؛ تغییر کوچک با اثر زنجیره ای بزرگ
قیمت گذاری مواد اولیه در ابتدای زنجیره فولاد، یک ویژگی اساسی دارد: هر تغییری در این نقطه، به صورت تجمعی در مراحل بعدی بازتاب می یابد. وقتی نرخ کنسانتره بالا می رود، هزینه تولید گندله افزایش می یابد؛ گندله گران تر به معنای آهن اسفنجی با قیمت بالاتر است و آهن اسفنجی گران تر در نهایت روی شمش فولاد و محصولات طویل مانند میلگرد و تیرآهن اثر می گذارد.
انجمن فولاد ایران در نامه خود دلایلی چون شرایط جنگی، رشد هزینه های حمل و نقل دریایی و محدودیت در امکان صادرات کنسانتره و گندله را برای این افزایش ضرایب عنوان کرده است. این توضیح نشان می دهد که مازاد تولید در حلقه های بالادستی زنجیره که راه خروج صادراتی خود را از دست داده، باید از طریق جذاب تر کردن قیمت برای خریداران داخلی مدیریت شود.

فشار هزینه از معدن تا محصول فولادی نهایی
البته باید این نکته را در نظر داشت که افزایش یک واحد درصدی ضرایب، الزاما به همان نسبت قیمت محصولات نهایی را جابجا نمی کند. بازار فولاد یک زنجیره چندلایه است و متغیرهایی مانند نرخ ارز، قیمت انرژی، محدودیت های برق و گاز، هزینه حمل و میزان عرضه در بورس کالا همگی در تعیین قیمت نهایی نقش دارند. بنابراین نمی توان تاثیر این تغییر را به صورت خطی و مستقیم محاسبه کرد.
آنچه قطعی است این است که کف هزینه ای تولید در حلقه های بالادستی بالاتر رفته. این فشار هزینه ای جدید، اگر با سایر عوامل صعودی همراه شود، قدرت اثرگذاری بیشتری بر قیمت محصولات میانی و نهایی خواهد داشت.
اثر دوگانه افزایش ضرایب؛ تقویت بالادست، فشار بر پایین دست زنجیره فولاد
این تصمیم اثری دوگانه و متضاد در زنجیره فولاد دارد. برای تولیدکنندگان کنسانتره و گندله، افزایش ضرایب یعنی درآمد بالاتر، بهبود حاشیه سود و انگیزه بیشتر برای ادامه فعالیت. این موضوع در شرایطی که محدودیت صادراتی فشار مالی زیادی به این بخش وارد کرده، به حفظ توان تولیدی حلقه های معدنی و فرآوری زنجیره کمک می کند.
اما برای واحدهای پایین دست یعنی فولادسازان، نورد کاران و در نهایت تولیدکنندگان میلگرد، تیرآهن، ورق و لوله، این تغییر به معنای مواجهه با مواد اولیه گران تر است. در صورتی که این واحدها نتوانند این افزایش هزینه را به قیمت فروش محصولاتشان منتقل کنند، فشار اصلی بر حاشیه سود آن ها وارد خواهد شد.
تیرآهن و میلگرد؛ کدام محصولات بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند؟
شدت اثر این تغییر برای همه محصولات فولادی یکسان نیست. محصولاتی که بازار رقابتی تری دارند یا با رکود تقاضا مواجه هستند، توان کمتری برای انتقال فشار هزینه به مصرف کننده نهایی خواهند داشت. در مقابل، اگر کاهش عرضه یا رشد نرخ ارز همزمان اتفاق بیفتد، همین فشار هزینه ای می تواند به یک محرک قوی برای افزایش قیمت محصولات نهایی مانند قیمت تیرآهن 14 تبدیل شود.
آینده قیمت آهن آلات؛ رشد تدریجی یا جهش ناگهانی؟
در شرایط فعلی بازار نمی توان انتظار داشت که افزایش ضرایب کنسانتره و گندله به تنهایی موج صعودی شدیدی در بازار آهن آلات ایجاد کند. رکود ساخت و ساز و ضعف تقاضای مصرفی همچنان از مهم ترین موانع رشد پایدار قیمت هاست. علاوه بر این، سیاست های تنظیم بازار و عرضه محصولات در بورس کالا می تواند سرعت انتقال افزایش هزینه های تولید به بازار آزاد را تا حدی کنترل کند.
با این حال، اگر روند صعودی نرخ شمش تداوم داشته باشد، هزینه های انرژی و حمل بالا بمانند و عرضه مواد اولیه کاهش پیدا کند، افزایش ضرایب جدید می تواند به یکی از محرک های رشد تدریجی قیمت ها تبدیل شود. همچنین در صورتی که حذف موقت سقف صادراتی قیمت پایه گندله اجرایی شود، رابطه قیمتی میان بازار داخلی و صادراتی تغییر خواهد کرد و فضای جدیدی برای قیمت گذاری در کل زنجیره شکل می گیرد.
تحلیل و بررسی ایران فلز از اثر افزایش ضریب کنسانتره و گندله بر قیمت میلگرد و تیرآهن
این تغییر در بورس کالا را نباید صرفا یک تعدیل فنی در فرمول قیمت گذاری دید. این تصمیم نشانه ای از بازتنظیم اقتصادی در زنجیره فولاد است؛ تلاشی برای حفظ تعادل درآمدی حلقه های معدنی در شرایطی که امکان صادرات از آن ها گرفته شده است.
از منظر بازار آهن آلات ایران، مهم ترین پیامد این تصمیم بالا رفتن کف هزینه ای تولید فولاد است. این یعنی حتی اگر در کوتاه مدت قیمت میلگرد یا تیرآهن در بازار آزاد واکنش چشمگیری نشان ندهد، در صورت بهبود تقاضا، بازار فضای بیشتری برای حرکت صعودی خواهد داشت.
احتمال می رود که اثر این تغییر با تاخیر در قیمت محصولات میانی و سپس محصولات نهایی نمایان شود. خریداران صنعتی و پیمانکاران ساختمانی باید توجه داشته باشند که هر اتفاق مثبتی در سمت تقاضا، می تواند با حمایت این بستر هزینه ای جدید، رشد قیمتی سریع تری نسبت به انتظار ایجاد کند.
ممکن است در صورت ادامه تضعیف تقاضا، این فشار هزینه ای عمدتا در حاشیه سود تولیدکنندگان جذب شود و به قیمت بازار آزاد منتقل نشود. اما اگر دو متغیر کلیدی یعنی نرخ ارز و سطح تقاضا در ماه های آینده صعودی شوند، افزایش ضرایب کنسانتره و گندله می تواند نقش یک شتاب دهنده را در رشد قیمت آهن آلات ایفا کند.
جمع بندی
موافقت انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران با افزایش ضرایب قیمت پایه کنسانتره و گندله در بورس کالا، یک تحول ساختاری کوچک اما معنادار در زنجیره تامین مواد اولیه فولاد است. افزایش ضریب کنسانتره از ۱۶ به ۱۷ درصد و گندله از ۲۲۵ به ۲۳۵ درصد شمش، عملا هزینه تامین مواد اولیه را برای واحدهای پایین دست بالا می برد.
سناریوی محتمل تر در شرایط فعلی، رشد تدریجی و پله ای قیمت هاست، نه جهش ناگهانی؛ چراکه رکود تقاضا و سیاست های تنظیم بازار، توان انتقال فوری این فشار هزینه ای به بازار آزاد را محدود می کنند. با این حال، پیام این تصمیم برای بازار روشن است: کف هزینه ای تولید فولاد ایران بالاتر رفته و اگر عوامل بیرونی از جمله نرخ ارز و تقاضا در مسیر صعودی قرار بگیرند، بازار آهن آلات ظرفیت بیشتری برای رشد قیمتی خواهد داشت.






