بورس کالای ایران دستورالعمل تنظیم بازار ورق های گرم فولادی زیر پنج میلیمتر را اصلاح کرده است. این تغییر سه محور اصلی دارد: بازنگری در فرمول محاسبه قیمت پایه، تعیین کف عرضه ماهانه و الزام به ثبت اطلاعات تولید و فروش توسط خریداران.
آنچه این اصلاحیه را از یک تغییر مقرراتی معمول متمایز میکند، تلاش همزمان برای مدیریت هر سه ضلع قیمت، عرضه و تقاضا در بازار ورق سیاه است؛ موضوعی که میتواند معادلات بازار ورق فولادی و بخشی از زنجیره پایین دست صنعت فولاد را تحت تاثیر قرار دهد.
فرمول جدید قیمت پایه ورق فولادی در بورس کالا
مهم ترین تغییر دستورالعمل اصلاحی در نحوه محاسبه قیمت ورق سیاه است. بر اساس مصوبه جدید، قیمت پایه ورق های گرم فولادی تولیدی فولاد مبارکه، معادل ۱.۳۱ برابر میانگین قیمت کشف شده تختال (اسلب) در بورس کالا طی یک ماه گذشته تعیین میشود. همچنین قیمت پایه محصولات سایر تولیدکنندگان بر مبنای ۹۰ درصد میانگین قیمت کشف شده یک ماهه محصولات کارخانه فولاد مبارکه محاسبه خواهد شد.
تغییر از میانگین سه ماهه به یک ماهه؛ چه معنایی دارد؟
پیش از این، میانگین سه ماهه مبنای محاسبه قیمت پایه برای سایر تولیدکنندگان بود. کاهش این بازه به یک ماه، در نگاه نخست یک اصلاح فنی به نظر میرسد، اما از منظر بازار معنای متفاوتی دارد: قیمت پایه ورق اکنون با سرعت بیشتری به تحولات کوتاه مدت بازار اسلب و معاملات ورق مبارکه واکنش نشان خواهد داد.
این موضوع دو پیامد اصلی دارد:
- در روندهای صعودی قیمت اسلب، اثر آن با وقفه کمتری به قیمت ورق منتقل میشود
- در شرایط افت قیمت، کاهش نیز سریع تر در فرمول نمایان میشود
در واقع اصلاح فرمول بیش از آنکه «سطح قیمت» را هدف گرفته باشد، «سرعت واکنش قیمت» را تغییر میدهد. در بازاری که نرخ ارز، انتظارات تورمی و قیمت مواد اولیه همزمان بر رفتار معاملهگران اثر میگذارند، کوتاه تر شدن دوره محاسبه میتواند فضای تصمیم گیری را پویاتر و در عین حال حساس تر کند.
کف عرضه ماهانه ورق؛ ابزار کنترل یا چالش اجرایی؟
یکی دیگر از محورهای کلیدی دستورالعمل جدید، تعیین کف عرضه ماهانه ورق فولادی است. وزارت صمت موظف شده در ابتدای هر فصل، بر اساس برنامه تولید واحدها، حداقل میزان عرضه ماهانه را مشخص کرده و بر اجرای آن نظارت داشته باشد.
هدف: جلوگیری از تقاضای هیجانی در بازار ورق سیاه
تعیین کف عرضه میتواند با ایجاد عرضه منظم و قابل پیشبینی، از کمبود محصول و شکل گیری موج های هیجانی تقاضا جلوگیری کند. بازار ورق سیاه در سال های اخیر بارها با اثرات کمبود یا تجمیع تقاضای انتظاری روبرو شده که منجر به نوسانات قیمتی قابل توجه شده است.
اما موفقیت این بخش از سیاست به چند پیش شرط وابسته است:
- هماهنگی کف عرضه با ظرفیت واقعی تولید واحدهای فولادی
- تامین پایدار انرژی برای کارخانه های فولادساز
- دسترسی مناسب به مواد اولیه از جمله آهن اسفنجی و شمش فولادی
اگر این پیش شرط ها محقق نشوند، فاصله میان برنامه ریزی و واقعیت تولید میتواند اثربخشی کف عرضه را به شکل جدی کاهش دهد.
بازنگری سهمیه خریداران و چالش تامین بازار خرد
دستورالعمل اصلاحی همچنین بازنگری سهمیه های خریداران را بر مبنای ظرفیت بالفعل تولید پیش بینی کرده است. هدف این است که ورق فولادی به سمت واحدهای واقعی مصرف کننده هدایت شود و تقاضای غیرمصرفی محدود گردد.
خریداران خرد؛ نقطه چالش بازار ورق فولادی
یکی از نگرانی های جدی در این حوزه، تامین نیاز خریداران خرد بازار ورق است. در صورتی که سازوکار مناسبی برای این گروه از خریداران تعریف نشود، بخشی از تقاضا ممکن است از بورس کالا به بازار آزاد منتقل شده و شکاف قیمت میان دو بازار را افزایش دهد.
الزام ثبت اطلاعات تولید؛ گامی به سوی شفافیت زنجیره فولاد
یکی از بخش هایی که در بلندمدت میتواند اثر آن از خود فرمول قیمت گذاری نیز مهم تر باشد، الزام خریداران ورق به ثبت اطلاعات تولید و فروش محصولات نهایی است.






